تبليغاتX
دنیای حقوق

دنیای حقوق

world of law

سنگین ترین حق الوکالۀ تاریخ قضائی ایران

من کیستم؟

تا به حال باخودتان به عنوان یک حقوقدان یا حقوق خوان و یا حتی به عنوان یک فرد عادی فکر کردید که سنگینترین حق الوکاله ای که یک وکیل دریافت کرده مربوط به کیست؟

شاید در جواب اسامی ای مثل آقای کشاورز، آقای طاهری جبلی، دکتر نوربها، دکتر کاشانی، دکتر نصیری، خانم غیرت و ... به ذهنتون متبادر بشه ولی افراد فوق الذکر اگرچه جزو   بزرگترین وکلای ایران به حساب می آیند ولی هیچکدام از این اسامی جواب سوال فوق نیستند.

جواب سوال علی صابری، وکیل نابیناست.

علی صابری متولد 1352 میباشد، از بدو تولد نابینا بوده و باهمین شرایط در سال 1369 نفر دوم کنکور سراسری شده است. بعد از قبولی در کنکور رشته حقوق را برای ادامه تحصیل انتخاب میکند و تا دوره دکتری هم پیش میرود، اگرچه با مشکلاتی از سوی اساتید برای گرفتن این مدرک مواجه شده است.

بعد از فارغ‌التحصيلی مدتی در قسمت ارشاد دادگستری لواسان مشغول شد. آن موقع حضور او برای خيلی‌ها غيرقابل باور بود، بالاخره قسمت ارشاد قسمتی است كه به مراجعه‌كنندگان راهنمايی حقوقی میدهد و با شنيدن دعوای آنها به آنها می‌گويد چه بايد بكنند؛ اينكه فرد نابينا در مراجعه مستقيم با مردم باشد و بخواهد به آنها راهنمایی بدهد و از عهده كار هم برآيد، برای خيلی ها قابل قبول نبود.

آقای صابری عقیده دارد که معلول باید به قصد قله بپرد تا در اجتماع زندگی عادی داشته باشد: « ما به چند برابر تلاشی که دیگران میکنند، نیاز داریم؛ اگر افق دیدمان را پایین بیاوریم و به مقام دوم راضی شویم، آن وقت به هیج جا نمی رسیم».

علی صابری توانست پرونده هموفیلی ها را به عنوان بزرگترین پرونده تاریخ قضائی ایران به سر انجام برساند ( پرونده ای که صابری در آن وکالت 974 نفر از بیماران هموفیلی را بر عهده داشت ) و با 5/1 میلیارد تومان بالاترین رقم حق الوکاله تاریخ ایران را به خود اختصاص داد.

ماجرای پرونده هموفیلی ها با وارد کردن حجم زیادی خون آلوده در سال های 74 و 75 به کشور آغاز شد. سازمان انتقال خون، این خون ها را بدون آزمایش کافی و دقیق در اختیار بیماران هموفیلی گذاشت و همین امر باعث شد حدود هزار نفر از این بیماران، به ویروس ایدز و هپاتیت آلوده شوند؛ خانواده های این بیماران هم با کمک کانون هموفیلی ایران علیه سازمان انتقال خون و وزارت بهداشت شکایت کردند.

ابتدا در سال 81 پرونده کیفری و سپس پرونده حقوقی تشکیل شد. دادرسی این پرونده در مجموع نزدیک به 4 سال طول کشید و در این مدت با کش و قوس فراوان همراه بود. مقاومت و اعتراض های پیاپی وزارت بهداشت مدام در روند پیشرفت پرونده مشکل ایجاد میکرد و در این میان بیماران یکی پس از دیگری قربانی میشدند. در طول 10 سال ( 74 تا 84 ) 138 بیمار هموفیلی بر اثر بیماری ایدز، هپاتیت B و C فوت کردند تا سرانجام در سال 84 حکم نهایی پرونده از سوی دستگاه قضایی کشور بدینصورت اعلام شد:

1.    پرداخت 18 میلیارد تومان خسارت؛

2.    عذرخواهی از بیماران؛

3.    تدوین برنامه منظم درمان.

   در این پرونده 18 میلیارد تومان خسارت پرداخت شده که 7 درصدش میشود یک میلیارد و پانصد میلیون تومان؛ پس توجه داشته باشید که این حق الوکاله، حق الوکاله ای است که طبق تعرفه قانونی حساب شده و نه با توافق طرفین ( وکیل و موکل )؛ به عبارت بهتر از آنجایی که خوانده ( وزارت بهداشت ) محکوم به پرداخت اصل مبلغ شده است، به پرداخت حق الوکاله هم محکوم شده است و آقای صابری نه تنها هیچ مبلغ اضافه ای را بابت حق الوکاله از موکلین خود دریافت نکرده اند، بلکه یک سوم از حق الوکاله اش (500 میلیون تومان) را به کانون هموفیلی ها هدیه داده تا برای بیماران هموفیلی مجتمع درمانی (آب درمانی) بسازند.

نکته دیگری که در این پرونده وجود داشت این بود که این پرونده اولین پرونده ای بود که بحث مسئولیت مدنی دولت و خسارت معنوی را در این ابعاد وسیع مطرح کرد؛ به هرحال طرح دعوی علیه یک وزارتخانه کار راحتی نیست ولی با پیگیری های آقای صابری و با توجه به ویژگی های که آقای صابری آنها را « فکر کردن زیاد، درونی کردن موضوع از لحاظ حقوق و به چشم خریدار به تمام موضوعات حقوق نگاه کردن » مینامد، توانست این پرونده را به سرانجام برساند.

شاید با خواندن مطالب فوق این سوال برای شما بوجود آمده باشد که چگونه یک فرد نابینا میتواند در دانشگاه قبول شود (البته با رتبه عالی) و به چنین موفقیت عظیمی دست یابد.

«در دوره‌های راهنمایی و دبيرستان چون ميان آدم‌های شبيه به خودم نمونه بودم، هيچ‌وقت كمبودی حس نكردم، موقع كنكور هم هيچ تفاوتی ميان خودم و آدم‌های ديگر نمی‌ديدم، مثل خيلی از بچه‌های رشته انسانی دلم میخواست حقوق بخوانم و برای اين كار هم خيلی زحمت کشیدم، بيشتر خودم می خواندم، چند جلسه کلاس کنکور هم رفتم اما خوشم نیامد، درس ها را ضبط میکردم و می آوردم خانه گوش میدادم، آن موقع کتاب های کمک درسی به خط بریل نبود، چند نفر از فاميل كتاب‌های كمك درسی و تست را برايم روی ضبط صوت می خواندند. من با همين چيزها توانستم رشته حقوق دانشگاه تهران قبول شوم، هر چند وقتی وارد دانشگاه شدم و در مقام مقايسه با افراد بينا قرار گرفتم، خودم را باختم، مدتی اسير يأس و افسردگی شدم، هدف‌های بلندی داشتم كه برای به دست آوردن‌شان تلاش نمیكردم، فكر می كردم وكيل شدن برای آدمی با شرايط من امكان‌پذير نيست، طول كشيد تا دوباره بر خودم مسلط شدم؛ حيف از آن سال‌هایی كه بيهوده از دست دادم».

 

داستان انتخاب شدن آقای صابری به عنوان وکیل این پرونده هم جالب است که البته خودش این انتخاب را یک نوع تصادف میداند:

«اگر بخواهيم  ميلان كوندرايی به ماجرا نگاه كنيم؛ تصادف! آن موقع من کارآموز وكالت بودم و در شعبه قضائی نصيرانی رفت و آمد داشتم، گاهی با قاضی نصيرانی درمورد مسائل حقوقی بحث میکردم. پرونده هموفيلی‌ها در اين شعبه بود و آقای قوی دل (روابط عمومی کانون هموفيلی ها) هم در اين شعبه زياد رفت و آمد داشت و با قاضی صحبت می‌کرد، من هميشه وارد بحث آنها میشدم و میگفتم مجازات يک عده آدم فايده‌ای ندارد، دولت بايد مسئوليت مدنی اين افراد را به عهده بگيرد و بايد کاری کرد که حداقل اين افراد ديه بگيرند، نمی‌دانم شايد همين گفت‌وگو‌ها باعث شد تا پرونده را به من بدهند؛ به هر حال، برای من افتخار بزرگی بود، دوست داشتم كمك كنم به حقشان برسند».

و اما در مورد خانوادۀ آقای صابری؛ آقای صابری در حال حاضر مجرد است و در منزل خود در نزدیکی منزل والدینش زندگی میکند، دارای یک برادر ویک خواهر است که هر دوی این عزیزان مانند برادر بزرگترشان نابینا هستند اما نکته جالب اینجاست که خواهر آقای صابری در حال گذراندن دورۀ دکتری در دانشگاه هاروارد است و کوچکترین عضو خانواده هم خود را برای آزمون کارشناسی ارشد رشتۀ حقوق آماده می کند.

آقای صابری بعد از پروندۀ هموفیلی ها یک پروندۀ جنجالی دیگر را نیز بر عهده گرفت؛ پروندۀ گیاهان آلوده.

این پرونده مربوط میشود به زمانی که تولید گل رز هلندی باب شد و دولت سرمایه گذاران را تشویق به سرمایه گذاری در این عرصه کرد، پیاز این گلها با اجازه وتائید دولت وارد بازار شد اما آلوده بود و به گلخانه ها آسیب فراوان زد؛ خسارتی در حدود چهل میلیارد ریال (چهار میلیارد تومان)؛

اگرچه این پرونده در حد و اندازۀ پروندۀ قبلی نیست ولی باز هم پای خسارات میلیاردی در میان است؛

مثل اینکه تقدیر آقای صابری با پرونده های میلیاردی گره خورده !!!

در پایان عکسی از سخنرانی آقای صابری در دانشگاه علامه

آقای صابری

با تشکر از وحید قلیچ، مدیر وبلاگ دوباره از نو (بابت عکس)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت   توسط علیرضا رنجبر  | 

فلسفۀ هفت سین

 

سفرۀ هفت سین


 

تا به حال این سوال برایتان پیش آمده که هفت سین چه معنی ای میده و اصلا هر یک از این سین ها نماد چه چیزی هستند ؟ شاید بعضی ها بگن معنی خاصی نمیده و یا اینکه هفت سین رو برای قشنگی درست میکنند؛ اما اشتباه نکنید، قضیه به این سادگی ها نیست !!!

فلسفۀ هفت سین و هر هفت شیئی که داخل آن میگذارند، نماد یک باور از ایرانیان باستان است، چون ایرانیان باستان برای هر حرکت یک فلسفۀ خاص داشتند (مثل امروزیا نبودند!)؛ پس فکر اینکه سفرۀ هفت سین یک چیز خیالی و تخیلی است را از ذهنتون بیرون کنید.

سفرۀ هفت سین، یک سفرۀ اسطوره ای است که همۀ هفت سینی که داخل آن می چینیم، نشانه ای است برای آرزو داشتن یک سال خوب؛ آرزویی که نمیشود به این راحتی از آن چشم پوشید. علاوه بر هفت سین معروف، هرکس به سلیقۀ خود چیزی به آن اضافه میکند؛ مثل سکه، سنبل و ساعت یا غیر سین های جدا نشدنی مثل تنگ ماهی، آیینه، قرآن و تخم مرغ.

و اما هفت تا سین معروف و فلسفۀ آنها:

 

سبزه

  •    فلسفه اش اعلام خرمی و شادابی و خوش اخلاقی است و با خودش شادابی در زندگی و نیکوئی را به همراه دارد.
  • در پایان نوروز هم سبزه را به آب می اندازیم و آرزو میکنیم سالی پربرکت و خرّم را در پیش رو داشته باشیم.
  • مشابه این رسم در جشن های مربوط به آدونیس در یونان هم بوده است. آدونیس نیمه خدای زیبایی بود که آفرودیت - الهۀ عشق - به آن دل می بندد ولی او در جریان شکار کشته میشود. یونیان باستان چند روز زمستان را برای او سوگواری میکردند و دست آخر آمدن بهار را جشن میگرفتند. آنها از قبل دانه های گندم را در ظروف سفالی سبز میکردند و در آخر جشن، آنرا به آب می انداختند.

 

سیر

  • سفره هفت سین به موعظه احتیاج دارد و اینکه یادتان باشد پایتان را از گلیمتان درازتر نکنید و سیر با آن جذبه ای که دارد، خوب از پس این کار بر آمده است.
  • اما موعظۀ سیر، احترام گذاشتن به حقوق دیگران و بی توجهی به مادیات است.
  • پس سعی کنید از اول امسال چشم و دل سیر باشید و به حق خودتان قانع.

 

سنجد

  • سنجد نماد خردگرایی و دعوت به عقل و سنجیده عمل کردن است.
  • سنجد را برای این سر سفره میگذارند تا همان جا با خودمان عهد کنیم تا آخر سال هر کاری را سنجیده عمل کنیم.
  • بد نیست این را هم نشانه ای از سنجد بدانید که، به نظر دیگران احترام بگذارید.

 

سیب

  • سیب یکی از چیزهای مقدسی است که ایرانیان باستان رویش حساب جداگانه ای باز کرده اند.
  • برای آنها سیب نمادی از صحت و سلامت جسم است که سلامت روح را هم، همراه خود خواهد داشت.
  • در اهمیت سیب همان بس که آنرا حتماً باید مادر بزرگ یا پدر بزرگ ویا یکی از بزرگان خانواده سر سفره می گذاشتند.

 

سمنو

  • سمنو یک جورهایی حلیمی است که با جوانۀ گندم درست میکنند و به غذای « مردآفرین » معروف بوده است.
  • سمنو علامت قدرت و مبارزه با ضعف است؛ به خاطر همین، یکی از مهمترین سین های هفت سین به حساب می آید.

 

سرکه

  • نماد تسیلم و بالا و پایین زندگی است.
  • سرکه را برای این سر سفره میگذارند که یادمان باشد خواه ناخواه هر آسایشی با رنجی همراه است و سختی، عضو جدا نشدنی زندگی روزمره اِمان است؛ اگرچه شاید تهیه اش ساده ترین بخش کار در چیدن هفت سین باشد.

 

سماق

  • اینجاست که معلوم میشود کنایۀ سماق مکیدن، چندان هم معنای سرکاری بودن را نمی دهد؛ سماق نماد دعوت به صبر و بردباری و تحمل دیگران است.
  • سماق نشانۀ مقاومت در راه رسیدن به هدف هم است.

 

 

در پایان سال نو را به همۀ دوستان تبریک عرض میکنم و امیدوارم سال پر برکتی (هم از بُعد مادی و هم از بُعد معنوی) پیش رو داشته باشید.

 

 

 

 

منبع: هفته نامۀ همشهری جوان، شمارۀ 110 .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت   توسط علیرضا رنجبر  | 

مجموعه قوانین

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت   توسط علیرضا رنجبر 

فساد اقتصادی در ایران

یکی از مشکلات کشورهای در حال توسعه وجود مسالۀ فساد اقتصادی است، البته من هم قبول دارم که کشورهای توسعه یافته نیز با چنین مشکلاتی روبرو هستند ولی با توجه به نظارت بیشتری که این کشورها بر دستگاه ههای اجرایی خود دارند وبالا بودن سطح رفاه در این کشورها و عدم وجود I.Q  برای طرح چنین نقشه هایی!(ادامۀ مطلب را بخوانید تا متوجه شوید) و مسائل مختلف دیگر، اصولا پیشنهاد رشوه و قبول آن، نفوذ در دستگاه های اجرایی، خریدن افراد، سوء استفاده از موقعیت و ... که همگی از مقدمات اختلاس و کلاهبرداری از دولت میباشند و فساد اقتصادی به حساب می آیند، کمتر است.

نکتۀ دیگری که در خصوص فساد اقتصادی باید به آن اشاره کرد، هوش بالای افرادی است که مرتکب چنین اعمالی میشوند؛ معمولا چنین افرادی از ضریب هوشی فوق العاده بالایی برخوردار هستند و اصولا طرح چنین نقشه هایی که بتوان بوسیلۀ آن دولت را کله پا کرد به چنین I.Q بالایی نیز نیاز دارد(پس اگر روزی اسم من را به عنوان مفسد اقتصادی دیدید، زیاد تعجب نکنید!!!)

به همین خاطر این بار تصمیم گرفتم پرونده های جالبی را که مربوط به فساد اقتصادی است و در چند سال گذشته توسط هم وطنان عزیز به وقوع پیوسته را برای شما دوستان جمع آوری کنم تا شما هم مثل من از این پرونده های جالب فیض ببرید!!!(ممکن است در آینده به تعداد این پرونده ها در اینجا افزوده شود).

البته از آنجایی که میدانم همۀ شما احتمالا پروندۀ شهرام جزایری را از حفظ هستید بنابراین از تکرار آن در اینجا خودداری میکنم.

 

 

اختلاس بانك صادرات : ركورد 123 ميليارد توماني

هنوز هم كسي نتوانسته ركورد فاضل خداداد و همكارانش را در اختلاس و فساد اقتصادي جابه‌جا كند. البته آنها در زمينه‌هاي ديگري هم ركورد شكني كرده‌اند؛ خداداد اولين مفسد اقتصادي ايران است كه چوبۀ ‌دار را تجربه كرد و رفيق‌دوست هم اولين مسئول خرید زندان است كه محكوم به حبس ابد شده بود ولي براي خريد‌هاي ضروري زندان و زندانيان مجبور مي‌شد زحمت طاقت فرساي سفر را به جان بخرد و حتي به لندن هم سفر كند!

ماجرا از آن جا شروع شد كه روزنامه‌ها خبر از اختلاسي بزرگ در يكي از بانك‌ها دادند و بعد قوة قضائيه اعلام كرد كه اختلاسي 123 ميليارد توماني در بانك صادرات اتفاق افتاده و عاملان آن بازداشت شده‌اند. قصه از آنجا كليد خود كه فاضل خداداد  موفق شد با گرو گذاشتن چكي به مبلغ 150 ميليون تومان به عنوان تضمين وام كلاني بگيرد و بعد هم با مرتضي رفيق دوست رفيق شود و با هم خزانه بانك صادرات را به بهترين شكل ممكن جارو و سپس هاپارو كنند.

حالا آن مسئول ضامن مجبور بود با مدير عامل بانك كلي چك و چانه‌ بزند تا افشا شدن و رسيدگي به پرونده‌ي كمي به تعويق بيفتد بلكه بتواند به نحوي خداداد را به كشور بازگرداند (يعني اوراگول بزند) كه البته موفق شد. فاضل از همه جا بي‌خبر به كشور آمد و چندي بعد پرونده‌اي براي آنها تشكيل شد و دادگاه آن برگزارشد. رياست اين دادگاه را غلام حسين محسني اژه‌اي بر عهده داشت و در حكم نهايي دادگاه، محسني اژ‌ه اي علاوه بر آنكه مهتمان را به جريمة نقدي و رد اموال اختلاس شده به خزانۀ دولت محكوم كرد، فاضل خداداد را به عنوان مفسدفي الارض حلق آويز كرد و مرتضي رفيق دوست را هم به عنوان متهم رديف دوم برای سپري كردن سالهاي باقيمانده عمرش، روزانۀ زندان اوين كرد(به این میگن حکم درست و حسابی).

خداداد مزد خدمات صادقانه و دلسوزانه‌اش را بر بالاي دار دريافت كرد اما رفيق دوست‌ شانس آورد كه ابدش با تخفيف، به 15 سال حبس كاهش پيدا كرد.

 

 

برای دیدن بقیه پرونده ها بر روی ادامه مطلب کیک کنید . 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت   توسط علیرضا رنجبر  | 

110 ضرب المثل حقوقی

قضات و وکلای موفق کسانی هستند (البته از دید من) که علاوه بر سواد بالای حقوقی و اشراف کامل بر قوانین ، باید در زمینه های دیگری از جمله ادبیات ، اطلاعاتی هرچند اندک داشته باشند ؛ برای مثال در نوشتن یک لایحه خوب و دفاع کامل و همه جانبه از موکل علاوه بر داشتن سواد حقوقی ، به ادبیات و نوع نگارش لایحه نیز باید توجه کرد ، چه بسا وکلایی هستند که از سواد علمی خوبی برخوردار هستند ولی در بیان نظرات و دفاعیات خود ناتوانند و به طور ناخواسته باعث تضییع حقوق موکل خود میشوند .

یکی از مواردی که به تقویت ادبیات وکلا کمک میکند ، استفاده از ضرب المثل ها در لوایح تقدیمی میباشد ، به خصوص استفاده از ضرب المثل های حقوقی .

ضرب المثل ها جملاتی کوتاه هستند که میتوانند در یک لحظه اثراتی به شگفتی خواندن یک کتاب قطور و یا یک نطق چند ساعته را داشته باشند و به خصوص  وکلا با استفاده از ضرب المثل های حقوقی میتوانند نظرات خود را به زبانی ساده و شیوا بیان کنند بدون آنکه احتیاجی به استفاده از کلمات سخت و ثقیل داشته باشند .

لذا با توجه به موارد فوق ، من تصمیم گرفتم 110 ضرب المثل حقوقی را که به نظر خودم جالب بود ( و مطمئنم برای شما دوستان هم جالب است) از کتاب گلچینی از ضرب المثل های جهان تالیف دکتر سیف الله اسدی ( عضو هیات علمی دانشکده پزشکی ) گلچین کنم تا هم خودم و هم شما دوستان خوبم بتوانید از آنها استفاده کنید . توجه داشته باشید که ممکن است بعضی از این ضرب المثل ها قابل استفاده در لوایح نباشند ولی دانستن انها خالی از لطف نیست .

در ضمن همین جا این نکته را عرض کنم که در نگاه اول ممکن است بعضی از این ضرب المثل ها ، حقوقی به نظر نرسند ولی با کمی تامل و تعقل میتواینم در نهایت به حقوقی بودن انها پی ببریم .

در اخر هنگام استفاده از ضرب المثل ها دقت کنید تا به شخصیت طرف مقابلتان اهانت نکنید .

 

11۰ ضرب المثل حقوقی عبارتند از :

 

 

1_قانون سه روز پیرتر از دنیاست (استونی)

 

2_قلم و جوهر بهترین شهودند (پرتقالی)

 

3_ قضاوت باید گوش بزرگ و دست کوچک داشته باشد (المانی)

 

4_حقیقت ، دختر زمان است  (ایتالیایی)

 

5_قانون غالبا دندان خود را نشان میدهد ولی گاز نمی گیرد (انگلیسی) 

 



برای دیدن بقیه ضرب المثل ها بر روی ادامه مطلب کیک کنید . 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت   توسط علیرضا رنجبر  | 

کانون وکلای شیاطین !!؟

جرقه اولیه مطلبی که هم اکنون انرا میخوانید ، در روزهای اغازین ماه مبارک رمضان زده شد ، یعنی همان روزهایی که سریال «روز حسرت» از شبکه اول سیما پخش میشد .

نقش اول این سریال خانمی بود به نام نرجس که شغل اصلی وی وکالت بود و هرزگاهی هم چشم برزخی ایشان باز میشد و سیری در عالم برزخ میکرد .

شما دوستان را نمی دانم ولی برای من خیلی عجیب بود که نقش اول یک سریال (نقش مثبت) که برای ماه رمضان ساخته شده ، یک وکیل باشد . البته باید به این نکته اشاره کنم که خانم وکیل قصه ما از دانشگاه فارغ التحصیل نشده بود بلکه تحصیلات حوزوی داشت (شاید به همین خاطر اینقدر بچه مثبت بود) .

در سالهای اخیر عادت کرده ایم که وکلا را در تلوزیون وسینما در قالب شخصیت های منفی چون کلاهبردار ، قاتل ، رییس مافیا و از همه مهمتر در نقش شیطان ببینیم ؛ سریالهایی مانند «او یک فرشته بود» که در ان اقای سرابی که خود شیطان بود شغل وکالت را انتخاب کرده بود و نقش اول سریال را راهنمایی ! میکرد ؛ یا سریال «به دنیا بگویید بایستد» که در ان دکتر محمود عزیزی نقش وکیلی را بازی میکرد که در قسمت اخر معلوم شد تمام نقشه ها و خرابکاری ها به وی مربوط میشده است (در اصل همه کاسه کوزه ها را سر وکیل خانواده شکستند) ؛ یا سر دفترداری که در سریال «میوه ممنوعه»(همان حاج یونس) با دفترش به منزل حاج یونس رفته بود تا در انجا سند ها را به نام بزند و دارایی حاج یونس را به بچه هایش منتقل کند !!! و اقای امیر جعفری هم میخواست سردفتردار محترم را با چک و لگد از خانه به بیرون راهنمایی کند که البته لطف کرد وبی خیال قضیه شد !

البته من نمی دانم مشکل صدا وسیما و به طور کل دولتمردان با رشته حقوق و به خصوص وکالت چیست ، اما یکی از مواردی که باعث شده مردم ما وکلا را انسانهایی دزد وکلاهبردار به حساب بیاورند ناشی از همین تبلیغات منفی است ، و به همین علت تعدادی از مردم تا زمانی که واقعا مجبور نشوند به وکلا مراجعه نمی کنند و به همین دلیل ، گاهی اوقات یک مشکل حقوقی کوچک به چنان مشکل بزرگی تبدیل میشود که چندین وکیل خبره هم نمی توانند از پس ان برایند (مثل یک اقرار نا به جا) ، اگرچه  میتوانستند همین مشکل حقوقی را با یک مشاوره حقوقی ساده ختم به خیر کنند .

البته باید به این نکته اشاره کنم که در سرتاسر دنیا فیلم های مختلفی در خصوص وکلای شیطان صفت وجود دارد ، مثل فیلم «وکیل مدافع شیطان»(devils advocated) محصول هالیوود  که البته این فیلم به وکالت اهانت نمی کند ، بلکه به شکل ظریفی به وکلا اخطار میدهد که مراقب اعمال خود باشید تا از راه مستقیم (که همانا برتری حق بر باطل است) منحرف نشوید .

من تمام این مقدمه چینی ها را انجام دادم تا حرف اخرم را که به نوعی درد دل جامعه حقوقی و به خصوص وکلا است را بیان کنم :

امیدوارم در اینده جو منفی ایی که در حال حاضر برعلیه وکلا وجود دارد از بین برود و صدا و سیما هم به جای ترساندن مردم از وکلا ، انها را به استفاده از وکلا ترغیب کند تا مردم با مشکلات حقوقی کمتری مواجه شوند تا دستگاه قضا هم با کمتر شدن حجم شکایات ، وقت بیشتری برای بررسی پرونده های سنگین تر داشته باشد .

مطمئن باشید «پیشگیری بهتر از درمان است» .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت   توسط علیرضا رنجبر  | 

قوانین مسخره : ایران !!!

با توجه به مطالبی که در خصوص قوانین مسخره کشورهای مختلف گفته شد ، به نظر شما قانون یا قوانین مسخره ایی در کشور ما وجود دارد ؟

البته سیستم وضع قوانین در کشور ما با کشورهایی مثل امریکا و بریتانیا متفاوت است و من تا به حال قانونی که  مثل بعضی از قوانین امریکا و بریتانیا مسخره و خنده دار باشد را پیدا نکرده ام  ( درسته که قانون خنده دار نداریم ولی بعضی از قوانینمان گریه اورند !!! ) .

شما دوستان میتوانید با ملاک هایی مثل خلاف شرع بودن ، خلاف عقل بودن و هر چیز دیگری که به نظرتون میرسه ، قوانین مسخره از دید خودتون را در قسمت نظرات بیان کنید ؛ البته با ذکر دلیل .

اگر شما دوستان یاری کنید مطمئنم قوانین جالبی جمع اوری میشوند . (لطفا برای اشنایی بیشتر با این موضوع مطالب قبلی وبلاگ را به صورت اجمالی مطالعه کنید).

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت   توسط علیرضا رنجبر  | 

قوانین مسخره : بریتانیا

نشان پارلمان بریتانیاورود هر حیوانی به پارلمان انگیس ممنوع است به غیر از بز گاندی .

 این قانونی بود که پارلمان انگلیس قبل از سخنرانی گاندی تصویب کرد . قرار بود گاندی بعد از مدت ها مبارزه با استعمار انگلیس در پارلمان این کشور سخنرانی کند و اصرار داشت بزش – که همیشه شیر ان را می نوشید – همراهش باشد . پس نمایندگان پارلمان انگلیس برای احترام به میهمان و در عین حال جلوگیری از تکرار این ماجرا این قانون عجیب را وضع کردند .

جالب اینکه پارلمان انگلیس به همین یک قانون ( یا حداقل چند قانون ) اکتفا نکرده و قوانین جالب و در عین حال مسخره دیگری را نیز وضع کرده است که برای نمونه میتوان به قوانین زیر اشاره کرد :

  • شلیک توپ در نزدیکی محل دوئل ممنوع است .
  •  استفاده از هر نوع وسیله برای سر خوردن روی برف و یخ ممنوع است .
  • عبور گله گوسفند از وسط خیابانهای لندن ممنوع است .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت   توسط علیرضا رنجبر  | 

قوانین مسخره : امریکا

نشان پارلمان امریکا

به علت ایالتی بودن و سیستم فدرالی کشور امریکا ایالت ها قوانینی مخصوص به خود دارند که مانند انگلستان به مناسبت های مختلف وضع می شوند و بعد فراموش می شوند . بعضی از این قوانین آنقدر احمقانه اند که مشکل می توان وجود داشتن انها را باور کرد .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت   توسط علیرضا رنجبر  | 

قوانین مسخره دنیا

فکر می کنم سال گذشته بود که شبکه تلوزیونی بریتانیا (uk tv gold) بعد از یک بررسی , فهرستی از قوانینی که به نظر مسخره می رسیدند و هنوز در بریتانیا لازم الاجرا  بودند را تهیه کرد و میزان احمقانه بودن انها را به نطرسنجی عمومی گذاشت تا 10 قانون مسخره و ابلهانه کشور مشخص شود .

البته این شبکه وقتی از استقبال مردم در این خصوص خبردار شد تصمیم گرفت این نظرسنجی را در خصوص قوانین سایر کشورها نیز انجام دهد .

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت   توسط علیرضا رنجبر  |