یکی از مشکلات کشورهای در حال توسعه وجود مسالۀ فساد اقتصادی است، البته من هم قبول دارم که کشورهای توسعه یافته نیز با چنین مشکلاتی روبرو هستند ولی با توجه به نظارت بیشتری که این کشورها بر دستگاه ههای اجرایی خود دارند وبالا بودن سطح رفاه در این کشورها و عدم وجود I.Q برای طرح چنین نقشه هایی!(ادامۀ مطلب را بخوانید تا متوجه شوید) و مسائل مختلف دیگر، اصولا پیشنهاد رشوه و قبول آن، نفوذ در دستگاه های اجرایی، خریدن افراد، سوء استفاده از موقعیت و ... که همگی از مقدمات اختلاس و کلاهبرداری از دولت میباشند و فساد اقتصادی به حساب می آیند، کمتر است.
نکتۀ دیگری که در خصوص فساد اقتصادی باید به آن اشاره کرد، هوش بالای افرادی است که مرتکب چنین اعمالی میشوند؛ معمولا چنین افرادی از ضریب هوشی فوق العاده بالایی برخوردار هستند و اصولا طرح چنین نقشه هایی که بتوان بوسیلۀ آن دولت را کله پا کرد به چنین I.Q بالایی نیز نیاز دارد(پس اگر روزی اسم من را به عنوان مفسد اقتصادی دیدید، زیاد تعجب نکنید!!!)
به همین خاطر این بار تصمیم گرفتم پرونده های جالبی را که مربوط به فساد اقتصادی است و در چند سال گذشته توسط هم وطنان عزیز به وقوع پیوسته را برای شما دوستان جمع آوری کنم تا شما هم مثل من از این پرونده های جالب فیض ببرید!!!(ممکن است در آینده به تعداد این پرونده ها در اینجا افزوده شود).
البته از آنجایی که میدانم همۀ شما احتمالا پروندۀ شهرام جزایری را از حفظ هستید بنابراین از تکرار آن در اینجا خودداری میکنم.
اختلاس بانك صادرات : ركورد 123 ميليارد توماني
هنوز هم كسي نتوانسته ركورد فاضل خداداد و همكارانش را در اختلاس و فساد اقتصادي جابهجا كند. البته آنها در زمينههاي ديگري هم ركورد شكني كردهاند؛ خداداد اولين مفسد اقتصادي ايران است كه چوبۀ دار را تجربه كرد و رفيقدوست هم اولين مسئول خرید زندان است كه محكوم به حبس ابد شده بود ولي براي خريدهاي ضروري زندان و زندانيان مجبور ميشد زحمت طاقت فرساي سفر را به جان بخرد و حتي به لندن هم سفر كند!
ماجرا از آن جا شروع شد كه روزنامهها خبر از اختلاسي بزرگ در يكي از بانكها دادند و بعد قوة قضائيه اعلام كرد كه اختلاسي 123 ميليارد توماني در بانك صادرات اتفاق افتاده و عاملان آن بازداشت شدهاند. قصه از آنجا كليد خود كه فاضل خداداد موفق شد با گرو گذاشتن چكي به مبلغ 150 ميليون تومان به عنوان تضمين وام كلاني بگيرد و بعد هم با مرتضي رفيق دوست رفيق شود و با هم خزانه بانك صادرات را به بهترين شكل ممكن جارو و سپس هاپارو كنند.
حالا آن مسئول ضامن مجبور بود با مدير عامل بانك كلي چك و چانه بزند تا افشا شدن و رسيدگي به پروندهي كمي به تعويق بيفتد بلكه بتواند به نحوي خداداد را به كشور بازگرداند (يعني اوراگول بزند) كه البته موفق شد. فاضل از همه جا بيخبر به كشور آمد و چندي بعد پروندهاي براي آنها تشكيل شد و دادگاه آن برگزارشد. رياست اين دادگاه را غلام حسين محسني اژهاي بر عهده داشت و در حكم نهايي دادگاه، محسني اژه اي علاوه بر آنكه مهتمان را به جريمة نقدي و رد اموال اختلاس شده به خزانۀ دولت محكوم كرد، فاضل خداداد را به عنوان مفسدفي الارض حلق آويز كرد و مرتضي رفيق دوست را هم به عنوان متهم رديف دوم برای سپري كردن سالهاي باقيمانده عمرش، روزانۀ زندان اوين كرد(به این میگن حکم درست و حسابی).
خداداد مزد خدمات صادقانه و دلسوزانهاش را بر بالاي دار دريافت كرد اما رفيق دوست شانس آورد كه ابدش با تخفيف، به 15 سال حبس كاهش پيدا كرد.
برای دیدن بقیه پرونده ها بر روی ادامه مطلب کیک کنید .


