ورود هر حیوانی به پارلمان انگیس ممنوع است به غیر از بز گاندی .
این قانونی بود که پارلمان انگلیس قبل از سخنرانی گاندی تصویب کرد . قرار بود گاندی بعد از مدت ها مبارزه با استعمار انگلیس در پارلمان این کشور سخنرانی کند و اصرار داشت بزش – که همیشه شیر ان را می نوشید – همراهش باشد . پس نمایندگان پارلمان انگلیس برای احترام به میهمان و در عین حال جلوگیری از تکرار این ماجرا این قانون عجیب را وضع کردند .
جالب اینکه پارلمان انگلیس به همین یک قانون ( یا حداقل چند قانون ) اکتفا نکرده و قوانین جالب و در عین حال مسخره دیگری را نیز وضع کرده است که برای نمونه میتوان به قوانین زیر اشاره کرد :
-
شلیک توپ در نزدیکی محل دوئل ممنوع است .
-
استفاده از هر نوع وسیله برای سر خوردن روی برف و یخ ممنوع است .
-
عبور گله گوسفند از وسط خیابانهای لندن ممنوع است .
قضیه وقتی جالبتر می شود که بدانید قوانین فوق الذکر حتی در فهرست 10 قانون مسخره بریتانیا - که توسط شبکه تلوزیونی بریتانیا و در یک نظرسنجی عمومی به دست امده بود – جایی ندارند .
در اینجا لازم می دانم برای شما توضیحی مختصر در مورد پارلمان بریتانیا و اینکه چرا بعضی از قوانین ان مسخره به نظر می رسد ارائه کنم :
نظام حقوقی بریتانیا از رژیم پارلمانی استفاده می کند , اساسا رژیم پارلمانی نوزاد تحول حقوق انگلیس است که به تدریج از قرن سیزدهم میلادی اغاز شد و در زمان حاضر به شکل کنونی در حال اجرا و عمل است . رژیم پارلمانی به رژیمی گفته می شود که در ان اصل تفکیک قوا به صورت نسبی اعمال می شود .
بريتانيای كبير (مجموعهی انگلستان، اسكاتلند، ولز و ايرلند شمالی) در حال حاضر نزديك به 800 سال است كه پارلمان دارد و قانون تصويب میكند اما چيزی كه جالب است اينكه اين كشور قانون اساسی ندارد.
در بريتانيا، قوانين قبلی همگی اعتبار دارندو در هر مورد جديد برای تصميمگيری ابتدا به قوانين قبلی مراجعه ميشود و آنها تأويل و تفسير میشوند و اگر هيچ قانونی در آن مورد خاص نبود، قوانينی جديد تصويب ميشوند؛ به همين دليل است كه هنوز در كتاب مجموعه قوانين بريتانيا كه شامل تمام قوانين تصويب شده در طول تاريخ پارلمان است و ركورد بزرگترين كتاب بشر را در كتاب ركوردهای گينس دارد، ممكن است قانونی متعلق به سال 1215 ميلادی به چشم بخورد؛ به همين خاطر ممكن است قانونی كه در 500 سال پيش به دلايل سياسی و يا اوضاع و احوال اجتماعی و ... وضع شده بود، در حال حاضر ابلهانه و مسخره به نظر بيايد و اين در حاليست كه همين قوانین مسخره در زمان خودش گره از كار بسياری از مشكلات باز میكرده است، اما همانطور كه گفتم اين مربوط به سيستم حقوقی جالب بريتانيا است كه باعث بقای اين قوانين جالب و مسخره (البته در زمان حال) شده است.
حال اگر میخواهيد معنی واقعی قوانين مسخره دستتان بيايد به مطالب زير توجه كنيد؛ البته من سعی میكنم در مورد هر قانون يك توضيح مختصر هم بدهم تا شما بيشتر در جريان تصويب اين قوانين قرار بگيريد.
و اما 10 قانون مسخرهی بريتانيا عبارتند از:
1. قانون اول: «مردن در ساختمان پارلمان انگليس غيرقانونی است و مجرم بازداشت خواهد شد».
توضيح: اين قانون مربوط به زمان جنگ داخلی شاه و پارلمان در قرن 17 و قانونگذاری های او بود. طبق قوانين قبلی پارلمان اگر كسی در ساختمان مجلس می مرد، بايد برای او يك تشييع جنازهی رسمی و ملی ترتيب داده میشد؛ اما در جريان كودتا شاه عليه پارلمان، لرد كرامول- رهبر مجلسیها- اين قانون را تصويب كرد تا جنگ به داخل پارلمان كشيده نشود؛ چرا كه «پارلمان يك مكان سلطنتی و محترم است». (معلوم نيست چرا قانونی تصويب نکردند كه به جنگ خاتمه بدهند؛ لابد پايان يافتن جنگ نوعی بی احترامی محسوب میشده!) . طبق نظر كرامول، هر كس در مجلس میمرد، برايش تشييع جنازه نمیگرفتند و اموالش هم به نفع دولت مصادره ميشد.
اين قانون هنوز هم در بريتانيا جاری است و به گفته يك عضو پارلمان «اگر آنها(مجلسی ها) احساس كنند حالتان كمی ناخوش است، سريع شما را از مجلس خارج می كنند».
2. قانون دوم: «چسباندن تمبر منقوش به چهرهی اعضای خانوادهی سلطنتی به صورت وارونه روی پاكت نامه، يك عمل خيانت آميز تلقی می شود و با مجرم به عنوان يك خائن برخورد خواهد شد».
توضيح: اين قانون هم به علت جايگاه و مقام والای خانوادهی سلطنتی وضع شده است زيرا تصوير وارونه خانوادهی سلطنتی يادآور سقوط سلطنت است و به همين علت يك عمل خيانتآميز تلقی میشود.
3. قانون سوم: «هيچ كس حق ندارد در مكانهای عمومی عريان باشد مگر اينكه فروشنده يك ماهی فروش محلی باشد».
توضيح: اين قانون مربوط به شهر ليورپول و از قوانين مجلس محلی اين شهر است , مسئولان شهر ليورپول وجود اين قانون را تكذيب كردند و آن را يك افسانه خواندند اما اين قانون از مدتها قبل به صورت يك كنايه بين مردم شهر نقل میشود.
4. قانون چهارم: «هيچكس حق ندارد در روز كريسمس رولت گوشت چرخكرده بخورد».
توضيح: اين قانون يكی ديگر از ابداعات لرد كرامول است كه او را به عنوان واضع بيشترين قوانين ابلهانه در تاريخ بريتانيا معروف كرده است , البته معلوم نيست كه اگر كسی چنين عملی را انجام دهد چه مجازاتی انتظارش را میكشد . اين قانون را همانطور كه گفتم لرد كرامول وضع كرد و هدفش مبارزه با پرخوری در بريتانيا بود.
5. قانون پنجم: «در اسكاتلند، اگر كسی به منزل فرد ديگری مراجعه كرده و درخواست رفتن به توالت كند، قانوناً حق انجام اين كار را دارد».
توضيح: توضيح ندارد ولی ثواب دارد!
6. قانون ششم: «هر زن حاملهای حق دارد در هر زمان و هر مكانی كه خواست قضای حاجت كند؛ حتی در كلاه يك افسر پليس لندن».
توضيح: وجود اين قانون كه يكی از قوانين قديمی لندن است، از چند وقت قبل سروصدای زيادی به پا كرده بود. در سال 2004 معترضان در نامهای از نخستوزير وقت(تونی بلر)درخواست كردند برای حفظ شأن پليس، اين قانون را لغو كند كه هنوز اين كار انجام نشده است. اينطور كه پيداست در بريتانيا زنها از جايگاه والايی برخوردارند مخصوصاً اگر حامله باشند!
7. قانون هفتم: «هر وال يا ماهی اوزن برونی كه در سواحل بريتانيا پيدا شود، سرش متعلق به پادشاه و دمش متعلق به ملكه است».
توضيح: در سال 2004 رسانهها متوجه وجود قانونی شدند كه كاملاً مسخره به نظر میرسيد؛ يك ماهيگير در ساحل بريتانيا، يك ماهی اوزن برون پيدا كرد و توسط پليس دستگير شد ، در اين خصوص پليس براي كسب دستور به كاخ سلطنتی فاكسی ارسال كرد و پاسخ آمد كه ماهيگير میتواند ماهی را برای خودش نگه دارد اما نمیتواند آن را بفروشد . كاخ سلطنتی خودش در توضيح اين قانون هاج و واج مانده است.
8. قانون هشتم: «نگفتن مسائلی كه نمیخواهيد يك مامور مالياتی آن را بداند، غيرقانونی است اما نگفتن چيزهايی كه اهميت نمیدهيد مأمور مالياتی آن را بداند، قانونی است».
توضيح: اين قانون، يك قانون مالياتی گيج كننده است كه گويا در هنگام وضع آن ، از چند فيلسوف هم مشورت گرفتهاند. به هر حال توضيح خاصی برای اين قانون پيدا نكردم.
9. قانون نهم: «هيچ كس حق ندارد با زره و كلاهخود آهنی، وارد پارلمان شود».
توضيح: اين قانون در زمان شواليهها و جنگهای صليبی وضع شده بود(1313)اما معلوم نيست كه آيا نمايندگان پارلمان هنوز هم دوست دارند با زره و كلاهخود آهنی وارد پارلمان شوند يا خير.
10. قانون دهم: «در شهر يورك، هر كس حق دارد در صورت ديدن يك اسكاتلندی، با تيروكمان در دروازهی قديمی شهر او را به قتل برساند، چون قطعاً او از زمان گذشته آمده است تا تغييری در آينده ايجاد كند».
توضيح: از فلسفه اين قانون چيزی دستگير من نشد، فقط اين نكته را فهميدم كه نخستوزير فعلی بريتانيا (گوردون براون) يك اسكاتلندی است و احتمالاً از وجود چنين قانونی اصلاً خوشحال نيست.
توجه : دراین بخش از کتاب (( بایسته های حقوق اساسی )) اثر دکتر شریعت پناهی و هفته نامه (( همشهری جوان )) شماره 144 کمک گرفته شده است .


